عشق باباش

1

بدون عنوان

1395/12/6 4:46
نویسنده : سوگل
191 بازدید
اشتراک گذاری

 

 


شاعر حدیث جاهدپری

 

همسایه ی پایین ما مادربزرگم بود
بالا که عمه جان
ما نیز پایین تر
آن هم کنار هم ،
گل های احساس شقایق را 
ما عشق می دادیم ...

کودک که بودم عشق زیبا بود ، بالا تر از آبی 
توی اتاق 4 ،5 متری 
روی همان بالشتکای عشق
کاهو و ترشی بد صفایی داشت... 

من عشق را در کودکی دیدم
مادر کنار
دانلود اهنگ صورت بابا ،
قربان برم هایش چه معنی داشت...

عمه ببین آن روز ها رفتند 
حسّ غرور من تماشاییست
من عشق را در کودکی دیدم
روزها کنارت در حمام خانه ی مادر ،
 من را به زیر دوش می برد ...

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق باباش می باشد